تولد تولد تولدت مبارک
تولد تولد تولدت مبارک
مبارک مبارک تولدت مبارک
بیا شمعا رو فوت کن که صد سال زنده باشی

سلام به پاره تنم، زندگی من و بابایی.
سلام به زيباترين خلقت خدا به عشق بي حدومرزي که تمام زندگيمان راپرکرده به پسرم، آسمانی سپهر .
عزيز دل مامان يک سال باتمام سختي و بي خوابي واسترس گذشت و من با کمال ناباوري به اين گذرزمان نگاه میکنم که چه زود تو را از مرز ناتواني و بي ثباتي گذراند و حالا با اين همه خلاقيت و توانايي مراخوشحال امابيش ازپيش دلتنگ ميکني . .دلتنگ روزهايي که بوي خاص ناگفتني داشت بوي تازگي بوي تولد بوي نوزادي .
به دنیا اومدی و با اومدنت آسمون زندگی و دلمون رو روشن کردی. تویی که با اومدنت زندگیمون رو کامل کردی و حالا دیگه از خدا غیر از سلامتی و تندرستی و عمر با عزت واسه تو و بابایی هیچی از خدای بزرگ و مهربونم نمیخوام. همینقد که ببینم شما سلامتید و خنده روی لبهای قشنگتونه، آرزو میکنم، از خدا میخوام که هیچوقت این لحظه ها و صحنه های قشنگ رو از زندگیمون نگیره.
سپهر مامان، این روزا خیلی شیطونتر شدی. متوجه شدی که یکسالت شده و عزمت رو جزم کردی که شیطونی ها و شیرین کاریهات رو دوبرابر کنی تا مامان و بابایی رو بیشتر از گذشته دیوونه ی خودت کنی.

از تولدت بگم که تم تولدت رو با تم خرسهای مهربون برگزار کردیم. زحمتش رو هم یکی از دوستای اینترنتی من کشید و فایلش رو واسم ایمیل کرد و با بابایی رفتیم واسه چاپ. خیلی خوشکل شده بودن با عکسهات. تولدت روز جمعه بود و ما دوشنبه رفتیم آتلیه و عکسای محشری گرفتیم ازت. خیلی عکسای خوشکلی شدن. یکی از عکسا رو هم انتخاب کردیم که به عنوان یادبود به مهمونای عزیزمون بدیم. مهمونها زیاد نبودن. آقاجون اینا(خانواده ی من)، مادر جون اینا (خانواده بابایی)، باباجون اینا(بابابزرگ بابایی) که شما نتیجه اشون میشی، دایی محمد ، خاله فریبا(خاله ی من و دایی حسن).
خاله زهرا (خاله ی بابایی) که به خاطر فوت مادر شوهرش نیومدن، عمه معصومه هم، نمیدونم، واقعاً هنوز موندم که چرا نیومد و فقط به یه مسیج و تلفنی بسنده کرد که این خودش یه درد و دلی واسه خودم و بعداً رمزدار مینویسم.
شما هم که اون روز ماشالا سنگ تموم گذاشتی از بداخلاقی. گفتیم بدخواب شدی، تولد رو نصفه رها کردیم و یه ساعتی مادرجون(مامان من)خوابوندت گفتیم شاید خوش اخلاق بشی، بهتر شدی ولی ......
اما خوش اخلاقیت مال وقتی بود که مهمونها رفته بودن.
خوب از مهمونی که بد نبود ولی خیلی راضی نبودم. آخه میخواستم یه چهار نمونه دسر و ژله درست کنم ولی وقت نکردم. فقط تونستم ژله آکواریوم رو درست کنم. شام هم دوست داشتم در کنار سالاد اولویه و سالاد ماکارونی، کشک بادمجون و رولت مرغ درست کنم که نشد. هم وقت نبود، هم اینکه همه نمیخوردن. مجبور شدم فقط سالادها رو درست کنم. اصلاً راضی نبودم.
بابت هدایایی که مهمونها آورده بودن ازشون ممنونم . در کل صاحب یک میلیون و صدو. پنجاه هزار تومان وجه نقد و کلی هدیه شدی که عکسهاشون رو واست میزارم یادگاری بمونه.
عکسهای تولد قشنگت رو توی ادامه مطلب میذارم. ولی عکسهای آتلیه ات رو بعدا میزارم. چون باید برم و فایلش رو بگیرم از آتلیه.
پس فعلا این عکسا رو میزارم تا عکسای خوشکل آتلیه هم بیاد دستم.
خیلی دوستت دارم آسمانم. خیلی . تا بی نهایت.
به تولد رنگین کمانی آسمان آبیه ما خوش آمدید:

فلش به سمت تولد آقا سپهر













به پستونکم متوسل شدیم که کمتر قیافه ات اخمو باشه


پت ، سپه ، مت
هدیه خاله ریحانه که از تهران واست سوغات آورده

سپهر و محمدسجاد (پسردایی جان)

اینمگلهای زندگی من.الهی قربونتون برم من

کیک تولد. اصلاً راضی نبودم از طرحش. اونی نبود که سفارش داده بودیم. ولی مزه اش ، عالی. حرف نداشت

ژله آکواریوم که برای اولین بار دست کردم. قشنگ شده به نظرتون؟

سیخ میوه.(شامل: موز، خیار، هلو، 2 نمونه شلیل، سیب زرد و قرمز،پرتقال)



تزیین سالاد الویه(برگرفته از هنرهای مامان ریحانه)



میز ساده ی شام. نوشابه ها لیبل داشتن. ولی چاپخونه که دادم مثل اینکه حواسش نبوده و چاپ نکرده.اینم یکی از شانسهای ما

سالاد ماکارونی با لیبل نوش جان


3 نمونه از عکسهای خوشکل گل پسرم روی تخته شاسی

درب اتاق سپهر

هدیه آقاجون و مادر جون(بابا و مامان من)

هدیه خاله ریحانه. جلو جلو کادوش رو داد که بریم آتلیه و با این لباسها عکس بگیره.
دستت درد نکنه خاله جونی

کلی هدیه های غیر نقدی آقا سپهر.

بازم تولدت مبارک زندگیه مامان و بابا.


تولد تولد تولدت مبارک
